تبليغاتX
عشق و ازدواج
مي دونيد فلسفه اختراع سرسره چيه ؟ مي خوان از بچگي به آدما ياد بدن که بالا رفتن چه قدرسخته و پايين آمدن چه قدر آسون . .
        

ـ از دسته گلي که به آب دادي تا به دستم برسد ممنونم ، مهرت را سپاس دوست من !

     
ـ آن که در تنهاترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت ،خدايا تو در تنهاترين تنهايي اش تنهاي تنهايش نگذار .

      
ـ هر وقت دلت براي دست خط بچگي ات تنگ شد با اون يکي دستت بنويس .

     
ـ مشکلات خود را با مداد بنويس و پاک کن را در اختيار خدا بگذار .

     
ـ عادت کنيم که عادت نکنيم .
ـ برکت پروردگار مثل باران است ، اگر مي بيني خيس نمي شوي جايت را عوض کن !

     
ـ مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره ؟
چون لبخند رو به هرکسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواهي از دستش بدي .
ـ هر روز روي تخته سفيد محل کارم مي نويسم توکل بر خدا تا علاوه بر خودم تمام مراجعان هم با ياد خدا آرامش بگيرند .
ـ شب هيچ گاه کامل نيست ،هميشه در انتهاي اندوه پنجره اي باز است .

ـ شاعرمي گه اگر ديدي جواني بر درختي تکيه کرده بدان پيامک براي موفقيت فرستاده اما چاپ نشده .
ـ مگرمي شود با سنگ انداختن هاي پياپي در آب ، ماه را از حافظه آب گرفت ؟
ـ مي شه بگيد با خواهراي بداخلاق چه کار بايد کرد ؟
ـ سحرگاهان که عرش کبريايي مي سرايد نغمه ي توحيد ، تو که آهسته مي خواني قنوت لحظه هايت را ميان ربناي سبز دستانت ، دعايم کن ، دعايم کن .
ـ زندگي به تو اطمينان نمي دهد فقط به تو فرصت مي دهد .
ـ شاد بودن يک سفر دايمي است نه يک مقصد معين و براي شاد بودن هيچ زماني بهتر ازاکنون و هيچ دليلي برتر از بودن نيست .
ـ يک کاغذ سفيد را هر قدرهم که سفيد و تميز باشد کسي قاب نمي گيرد ، براي ماندگاري بايد حرفي براي گفتن داشت .
-به نظر من چيزي به نام نشد وجود ندارد.
ـ درسته که همه ي ابرها باران ندارند ولي براي باريدن بايد ابر شد .
ـ خدا مي ده و مي بخشه ،انسان ها مي گيرن و فراموش مي کنند .
ـ دچار يعني عاشق و فکر کن که چه تنهاست ماهي قرمز کوچک حوض ما که دچار آبي درياي بي کران باشد .سهراب سپهري
ـ زندگي يه جاده پرپيچ و خم است که بايد تمام لذتت را از منظره هاش ببري چون ته اين جاده يه تابلو هست که نوشته دور زدن ممنوع !
ـ هيچ کس لياقت اشک هاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود .
ـ شادي را علت باش نه شريک و غم را شريک باش نه علت .
ـ من به روشني آبم ،ولي دوست دارم به آزادي آسمون باشم و به زيبايي دشت .درخصوص انگيزه
ـ بايد درمشکلات گاهي سکوت کرد شايد خدا حرفي براي گفتن داشته باشد .
ـ آنچه که هستي ، هديه خداوند به توست و آنچه که مي شوي هديه تو به خداوند است ،پس بي نظيرباش .
ـ من اميدوارم روزي قلم و صلح ، بر جهل و جنگ فايق آيد .
ـ دوست خوب آن است که دايم سفيدي هاي زندگي ات را بخواند نه مدام مشغول ورق زدن حاشيه هاي سياه زندگي ات باشد .
ـ يک ساعت که آفتاب بتابد خاطره دو هفته بارندگي پيگير از خاطر مي رود و اين همه حکايت زندگي است .
ـ هنگام تنگدستي در عيش کوش و مستي /  کاين کيمياي هستي قارون کند گدا را .
ـ چاپ نشدن پيام مهم نيست مهم پيام دادنه ،دوست تون دارم ، برام آرزوي موفقيت کنيد .
ـ حتي درانتهاي بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز را بياموز .
ـ زندگي نبرد لياقت هاست ،من موجم بايد بروم ، گر نروم نيستم .
ـ قلب ،سرزمين عجيبي است زيرا هم زادگاه عشق است ، هم آرامگاه عشق .
ـ موفقيت حاصل تصميم گيري هاي درست است و تصميم گيري هاي درست حاصل تجربه و جالب اينکه تجربه حاصل تصميم گيري نادرست است .
ـ يکي قشنگي منظره را مي بينه ، يکي کثيفي پنجره را ، اين تويي که تصميم مي گيري چي ببيني !اميدوارم هميشه قشنگي ببيني حتي از پشت يک پنجره کثيف .
ـ عاشق کسي باش که آن قدر بزرگ باشه که نخواي براي جا شدن تو دلش خودتو کوچک کني .
ـ با پول مي توان خانه خريد ولي آشيانه نه ،رختخواب خريد ولي خواب نه ، ساعت خريد ولي زمان نه ، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه ، مقام خريد ولي احترام نه ، دارو خريد ولي سلامتي نه ، خون خريد ولي زندگي نه و بالاخره مي توان قلب خريد ولي عشق نه .
ـ مهرباني را وقتي ديدم که کودکي خورشيد را در دفتر نقاشي هايش سياه کشيد تا پدر کارگرش زير نور آفتاب نسوزد .
ـ وقتي پاهام خسته از رفتن است مرا در آغوش بال هاي مهربانش به بيکرانه هاي آبي مي برد تا روح سرگردانم بار ديگر پرواز را به خاطر بياورد .
ـ مأموريت ما در زندگي مشکل زيستن نيست بلکه با انگيزه زيستن است .
منبع:مجله موفقيت(ش 145)

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 28 تیر1388 و ساعت 1:39 AM |
آهنگهای جدید من به نام"دروغ میگه"و"تو میپیچونی" هم بلاخره اومدن...

اگه شنیدیشون نظرتو دربارشون بگو..

ممنونم..

   


باقی مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 10 بهمن1387 و ساعت 10:44 AM |

خورشید گیسوان طلائیش را می گشایدوآسمان نیز چشمان آبیش را می نمایاند
 
 سرانجام شب آنها را به کام خود میکشدوزیبای ستارگانش رانصیب ما میکند،

 آنگاه روزی دگر کهنه می شود وماباکوله باری ازحادثات به امید فردای روشنتر

 قدم به سرای روء یا می گذاریم بی آنکه بدانیم هرلحظه ازگذشت زمان دورتر

 می شویم وبه آینده نزدیکتر. زندگی اینچنین تسلیم خودخواهی زمان است که

 سریع می تازد ومی رود وخوشبختی مارا کوتاه می کند.
 
 جوانی این رقیب سرسخت، اوساده لوحانه جان می بازد وپیری به جای اوقدم

 میگذارد.ای کاش می شد لحظه ای ترمز زمان راکشیدوخاطرات زیبارا زنده نگهداشت.

 اما این قانون خلل ناپذیر طبیعت است:

 خاطرات تنها در روء یاها جاودانه اند . . .
 

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه 13 دی1387 و ساعت 5:46 PM |
دل مرغ تنها...همراه میخواست

در اوج ظلمت...او ماه میخواست

در عشق معشوق میسوخت اما...

آن یار از او زر یا شاه میخواست...

   

              

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت 12:47 PM |

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 7:19 PM |

          

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت 6:37 PM |
+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه 1 اسفند1386 و ساعت 12:57 PM |



+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه 1 اسفند1386 و ساعت 12:55 PM |






+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه 1 اسفند1386 و ساعت 12:50 PM |
+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 2:2 PM |

هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم

هايت. ضرب المثل آلمانی

...............................................

 مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ضرب
 
 
 المثل فرانسوي
 
........................................................................
 لياقت داماد، به قدرت بازوي اوست. ضرب المثل چيني
 
.......................................................................
 زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ضرب المثل يونانی
 
 ...........................................................................................................................
زن عاقل با داماد " بي پول " خوبمي سازد. ضرب المثل انگليسي
 ...........................................................................................................................

زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ضرب المثل انگليسي
 
...................................................................................
 زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي ميكنند.
 
 
 ضرب المثل آلماني
 ...........................................................................................................................

 داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بيلياقت. ضرب
 
 
 المثل لهستاني
 
 
 ..................................................................................................................

 دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمندترجيح مي دهد. ضرب
 
 
 المثل ايتاليايي
 
............................................................................
 داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمريبداخلاقي محروم گشته اي.
 
 
 ضرب المثل فرانسوي
.............................................................................
 دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير.
 
 
 ضرب المثل ايتاليايي
 
...................................................................................
 در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج
 
 
 درباره مادر عروس تحقيق كن (ضرب المثل آذربايجاني
 
 .........................................................................................................................

برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني. ضرب المثل
 
 
 چيني
 
................................................................................
 تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن.
 
 
 ضرب المثل چيني
...................................................................................
 اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را
 
 
دردست بگير. ضرب المثل اسپانيايي
 ..................................................................................................................

 اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرششوي با او ازدواج كن
 
 
 اما پولت را از او دور نگه دار. ضرب المثل تركي
 ...................................................................................................................

 ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. ماري آمپر
 
.................................................................................
 ازدواج مثل يكهندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار
 
 بد. ضرب المثل اسپانيايي
..................................................................................
 ازدواج، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است.
 
 
 ضرب المثل فرانسوي
 
 
..................................................................................
 ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است. سقراط
 
..................................................................................
 ازدواج مثلاجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه
 
صورت بگيرد جبرانش غير ممكنخواهد بود. بورنز
..................................................................................
 ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بينمي رود.
 
 
 رولاند
 
.................................................................................
 ازدواج هميشه به عشق پايان داده است. ناپلئون
 
......................................................................................
 اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است.
 
 
 محمد حجازي
 ...............................................................................................................................

 انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست، ولي مي توانيم مادر شور
 
 
 و مادر زنمان راخودمان انتخاب كنيم. خانم پرل باك
 
...........................................................................
+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 8:52 PM |
+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 8:41 PM |

نمیگم دوست دارم

ولی قسم میخورم دوست دارم

بهت نمیگم هر چی بخوای

بهت میدم

چون همه چیزم توای

نمی خوام که خوابتو ببینم

چون تو خیلی خوشتر از خوابی

اگه یه روز چشمات پر اشک شد

و دنبال یه شونه بودی تا گریه کنی

صدام کن

قول میدم اشکاتو پاک کنم ومنم با تو گریه کنم

اگه دنبال مجسمه سکوت میگشتی

تا سرش داد بزنی

صدام کن

 قول میدم ساکت بمونم

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 8:37 PM |
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!

يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!


 به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!

پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!

ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

از شخصي مي پرسند «چرا قرص

از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»

شخصي ميخي را برعكس به ديوار مي زد. دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست.»
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»


دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش!  بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!

شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.»

شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!

پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»
بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»

معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه!  برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»

مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام. چه كار كنم؟»
پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده اي، ويزيت مرا بدهي

معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و كاري هم به كارش نداريم.»

شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.

عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»

معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»

صاحب خانه:« آي كمك، كمك! دزد!»
دزد:« داد نزن بابا! كمك لازم نيست،  من با خودم چند نفر آورده ام.»

اولي:« از بس استراحت كردم، خسته شدم.»
دومي:« خب يك كم استراحت كن.»

از كسي پرسيدند:« چند سال
داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور كه تو پس  پس مي روي، به شكم مادرت باز مي گردي!»

در مجلس معاويه، يكي از بزرگان خاموش بود و هيچ نمي گفت.
معاويه گفت:« چرا سخن نمي گويي؟»
گفت:«چه بگويم؟ اگر راست بگويم، از تو بترسم و اگر دروغ گويم، از خدا بترسم. پس در اين مقام، سكوت بهتر است.»

فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد
و گفت: بيا بيرون كارت دارم.
فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي

اولي:« كتابي را كه بهت دادم خواندي؟»
دومي: «بله، آخرش خيلي خوب بود.»
اولي:« اولش چه طور بود؟»
دومي: «هنوز اولش را نخوانده ام.»

يك روز يك نفر از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و كاغذ را باز مي كنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر.

-می دونی فرق تو با گاو چیه؟

.

.

.

.

.

شوخی کردم بابا،ناراحت نشو هیچ فرقی با هم ندارین

کنکور سال ۱۳۸۵:

سوال:انرژی هسته ای حق مسلم.......

الف) ماست

ب) پنیر

ج) شیر

د) هر سه مورد

خیلی پستی

.

.

.

.

.

و بلندی در زندگی وجود داره که باید از آنها درس بگیریم

خيلي بي فرهنگ و بي شعوري

.

.

.

.

.

فصل چيدن پشم گوسفندان است . زود بخواب فردا اول صف باشي.

اگه بگم برات می میرم

اگه بگم نمی تونم فراموشت کنم

اگه بگم دوست دارم

اگه بگم از جلوی چشمام یه لحظه کنار نمی ری

اگه بگم نفسم به نفست بستس

برام پفک می خری؟؟؟

هر زمان كه احساس تنهايي كردي دستهايت را باز كن، سرت را بالا بگير، يك نفس عميق بكش، چشمهايت را باز كن و رو به آسمان نگاه كن و ببين: <<از اون بالا كفتر مي‌آيه / يك دانه دختر مي‌آيه

فيلم هاي برگزيده قم: 1- عبا قرمزي.2 -عمامه اي براي دو نفر.3-من حسن شيخ 15 سال دارم.4-آخوندي از قفس پريد. 5-اين آخوند حرف نمي زند.6-آخوندي با کفشهاي کتاني. 7-آخوندي در آتش

قزوينيه يه كيسه برنج تبرك ميخره درشو باز ميكنه ميگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حميدش كو؟؟؟؟؟؟؟؟

قربونت برم عزيز خوشگل ...

كوچولو ...

باربي ...

جيگر ..

نمكي ...

نون خشكي دمپاي پاره پلاستيك آب گرم كن سماور شكسته خريداريم....

ديگه نه زنگ بزن، نه اس ‌ام‌ اس بده، نه با من حرف بزن، آخه رفتم دكتر، گفته: قند دارم و نبايد به عسلي مثل تو نزديك بشم

بوش در واکنش به نامه احمدی نژاد کلنگِ ساختِ اولین امام زاده را در واشنگتن زد.

از لره می پرسن 12 فروردین چه روزیه؟میگه روزیه که میرم جا میگیرم برای 13 بدر!!!!                اصفهانیه یه موز می خوره پوستشو میزاره تو دفتر خاطراتش. 

   یارو زنگ میزنه 110 میگه آقا پدال گاز،پدال ترمز،پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن ، پلیس میگه آقا شما ترکی؟ میگه آره.میگه برو صندلی جلو بشین.

امروز چهارشنبه است.حالا برای قافل گیر کردن اموات صلوات.

به ترکه میگن 12 ،امامو میشناسی میگه آره میگن خوب نام ببر میگه اونجوری که نه اگه ببینم میشناسم!!

به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!!!!

ترکه میگوزه میگه امان از دست این سوسیس کالباسهای صدا دار!!!!

ترکه جلوی دوست دوخترش می گوزه میگه ای بابا بازم مسیج اومد.

ترکه داشته تو دریا غرق می شده هر بار که می رفته پایین اب می خورده می یومده بالا می گفته:سلام بر حسین

-تو جهنم میبینن احمدی نژاد با یه زن خارجی بی حجاب داره می رقصه ! جهنمیا میرن پیش خدا میگن : خدا اگه میشه به ما هم از این عذابها بده . خدا میگه : این عذاب احمدی نژاد نیست عذاب اون زن خارجیه!!!!

به بسیجی می گن ساعت چند است می گه هرچی آقامون ، بگه

-ترکه شب خواب می بینه دعواش شده فردا شب با دوستاش می خوابه

لره رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!

لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر

به تركه ميگن: محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟ ميگه: قربون جدش ، آسد ميلان

تركه سرش رو بي آب شامپو ميكنه. ميگن چرا بي آب؟ ميگه: چون روش نوشته مخصوص موهاي خشك

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 8:35 PM |

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 8:26 PM |
ahmadi

 

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 1:6 PM |

گلها را به یاد تو میبویم ...اما هیچ گلی بوی تو را نمیدهد...

در قفس تنهایی خود میمانم تا تو بیایی...

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 3 اردیبهشت1386 و ساعت 1:23 PM |

  با من باشی یا نباشی من با تو هستم ...این رسم سوختن است ... سوختن اما ماندن ...

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 3 اردیبهشت1386 و ساعت 1:18 PM |
ث

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 3 اردیبهشت1386 و ساعت 1:2 PM |
ث

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 3 اردیبهشت1386 و ساعت 1:0 PM |


Powered By
BLOGFA.COM


عشق و ازدواج

<-PostContent->

باقی مطلب

+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor-> |

من حسین هستم.
سال 1368 تو یه شب پاییزی به دنیا اومدم...
هرچی از دلم میاد تو وبلاگم مینویسم.
امیدوارم از با من بودن لذت ببرید...

برای همدلی و ابرازنظراتتون برام آف بذارید...
ghalbe_maah@yahoo.com
قربون همه ی شما...